دكتر محسن عبدالحمید
اگر مکتب افغانی را رها کنیم و به هند بنگریم،دانشوران و اندیشه وران اصلاحگری را خواهیم یافت که زندگی رخوت گرفته ی اسلامی را سخت تکان دادند.کوشش های این گروه با آمدن فیلسوف و شاعر بزرگ اسلام،دکتر محمد اقبال،مفتخر شده است.اقبال مسلمانان را به نوسازی درک خود از باور به توحید فراخواند؛چون توحید به مثابه ی اکسیری است که خاک را تبدیل به زر می کند؛ رازی است که دین،شرع،حکمت ،قدرت و سلطه از آن متجلی می شود؛ دارویی است که بیم و شک را می میراند و کار و آرزو را زنده می کند؛بر هر گونه دشواری چیره می شود و هر مانعی را برمی دارد.اگر قانونی باشد که رفتار جامعه را کنترل کند و مسایلش را سامان دهد، قانون الهی که همان شریعت اسلامی است و مسلمانان را به اقتدار، اثبات خود، تحقق عدالت و برادری و برابری فرا می خواند، با رهبری انسان مسلمان و دادن نماد ابدیت بدان، ضامن این امر خواهد بود.
ادامه مطلب


